عباس اقبال آشتيانى

256

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

بود بر اثر تشويقهاى متوالى او باسلام تمايل پيدا كرد مخصوصا چون مىخواست بر بايدو و امراى مقتدر او ظفر يابد و در اين راه يارانى داشته باشد امير نوروز به او فهماند كه اگر قبول اسلام كند جميع مسلمين جانب او را خواهند گرفت و قدرت او مضاعف خواهد گرديد . در شورائى كه غازان با حضور امير نوروز برپا كرده بود امير نوروز گفت كه منجمين و علما و اهل زهد و ورع چنين پيشگوئى كرده‌اند كه در حدود 690 سلطانى قيام خواهد كرد كه اسلام در كنف حمايت او رونق پيشين خود را از سر خواهد گرفت و رعاياى او قرين امن و رفاه خواهند شد و دولت او به طول دوام مقرون خواهد بود ، اگر غازان قبول اسلام كند به سلطنت ايران برقرار خواهد شد و مسلمين در سايهء دولت او از حال نكبت و مذلت خلاص يافته از ننگ تبعيت كفار تاتار خواهند آسود و خداوند به پاداش اين امر خير لشكريان او را نصرت و ظفر خواهد بخشيد . اين بيانات در مزاج غازان مؤثر افتاد و چون سابقا هم بامير نوروز در قبول اسلام وعده داده بود مصمم شد كه بعهد خود وفا كند و به همين نيت در چهارم شعبان سال 694 در لار دماوند غسل كرده جامه‌اى نو پوشيد و بر دست شيخ صدر الدين ابراهيم پسر عارف معروف شيخ سعد الدّين محمّد بن حمّوية جوينى كه يكى از دختران عطا ملك جوينى را در عقد خود داشت اسلام آورد و به پيروى از او قريب صدهزار نفر از مغول اسلام آوردند و غازان از اين تاريخ بنام محمود خوانده شد . محمود غازان كه سابقا كيش بودائى داشت به شادى تشرف باسلام علما و ائمهء دين و شيوخ و سادات را مال بسيار بخشيد و به زيارت مساجد و اماكن مقدّسه رفت و ايلچيان براى ابلاغ اين امر بخراسان و عراق فرستاد و غالبا علما و سادات را در اردوى خود نگاه مىداشت و با ايشان غذا مىخورد ، ايام رمضان را روزه مىگرفت و در اقامهء مراسم دين حنيف جهد بسيار به خرج مىداد . اگرچه اسلام غازان در ابتدا بيشتر به مصلحت و براى رعايت جانب سياست بود ولى بتدريج مفيد اين فايدهء بزرگ گرديد كه عموم عمال و كفاة و رجال مسلمان كه از عهد سلطان احمد و زوال دولت خاندان جوينى از كار دور شده و بر اثر نفوذ متعصبين تاتار و عيسوى و يهود زمام ادارهء امور را از كف فروگذاشته بودند بار ديگر